سهامداری

هر لحظه به راهی برود نفس طمع کار
با عمر عجین گشته تو هست طلب کار
در خواب ببینی شده ای صاحب ثروت
فردا نداری خبر از گیجی رفتار
تبلیغ کنند هرچه که داری ز زر و مال
در سهم فلان ریز و آینده قوی دار
از جای دگر بانگ بر آید چه نشستی
سود تو شودافزون به این معرکه بسپار
آخر تو شوی منتر این بانک و فلان سهم
لیکنشده ای راحت و کس نیست طلب کار

بعد از دو سه فصلی تو بخندی به گذشته
بیهوده تلف شد شب و روزم پی این کار
۱۱/۵/۸۴

.

با کار خدا چه کار داری؟

گر حرص جمع مال داري
اين نفس تو است خبر نداري
گر غصه خوري براي فردا
عمرت برود به غصه خواري
گرشوق زیاده خواهی ات هست
در ظلم و ستم تو دست داري
اين خانه اگر بهشت سازي
تو مظهر گل در بهاری
اين خانه ا گر كني جهنم
چون غاصبي و ذلیل و خواری
گر شوكت خانه خود هستي
چون نيك مرام و با وقاری
هر خانه به خانه دست یازی
تو مکر و هزار حیله داری
گر عزم كني بدست ﭐري
چون پاك دلی و راز د اری
گر آرزوي زیاد داري
جان بر سر ﭐرزو گذاري
نه ﭐرزويي و نه حرص فردا
نيكو صفت و جان نثاری
هست زندگي ات شاد و خرسند
خوشبخت اصیلروزگاری

گر در غم و حسرتي شب و روز
اين رسم تو است غمگساري
گر روضه جاودانه خواهي
رضوان خدا همیشه جاری
گر مرگ خودت طلب نمايي
تعجیل مکن مشو فراری
در سر چه خیال ها نداری
در دل چه قرارها نداری
با ذات خودت مشو غریبه
با کار خدا چکار داری؟
۲/۷/۸۹

.