شادمانی خلاق

دلم از لذت دنیا پشیمان و گریزان است
نداند ساعتی دیگر چه پیش آید هراسان است؟
ندانم تا صباحی چند دلم خوشدل به احوالیست
نباشد خرمی دائم رسد روزی که حرمان است
محافل شاد می بینم بساط شادمانی هاست
نبینم شور و شیدایی هوسبازی نمایان است
چنین داد سخن دادی که سرشاری ز شادی ها
ز کردارت می بینم که چشمانت پریشان است؟!
حضور و بستر دریا فضایی ساکت و آرام
کنار ساحلش بینی فغان موج و توفان است
برای ترک این خانه روزی دل به رفتن گیر
ببین ترک تعلق ها برایت سهل و آسان است؟
من و تو زاده رنج و ز چشم یار محرومیم
نمی دانیم و مجبوریم که شیدایی نه آسان است!
برای عاشقی باید فنا کرد میل و خواهش ها
چنین دلبستگی هایی که زخمش بر تن و جان است
به دنیا آنکه ما را داد عمری شهد آسایش
نشد تا فهم بنمائیم خدا محبوب انسان است
بنا کرد خالق یکتا به دنیا زشتی و زیبا
چه باشد آن هنر از ما و نقش ما نمایان است
رویم بر آستان دوست کو سرچشمه شافی است
برون از خویشتن ٱئیم حضورش نور تابان است
۲۴/۱۰/۹۰

صخره ها و میمون ها
صخره ها و میمون ها
.

7 دیدگاه برای «شادمانی خلاق»

  1. نام ارسال کننده : دکتر آرزو صفایی تاریخ ارسال نظر : ۱۳۹۱:۳:۱۱ سلام جناب حیاتی
    زیباست
    دست مریزاد
    سلام خانم دکتر صفایی
    ممنونم از اینکه محبت دارید . سلامت و شادکام باشید
    ارادتمند: حیاتی…۱۱/۳/۹۱

  2. نام ارسال کننده : حمید وثیق زاده انصاری تاریخ ارسال نظر : ۱۳۹۱:۳:۱۱ چشی گر لذت درک حضور روح حق در خویش
    بریدن از تعلق های دنیایت چه آسان است
    برای آشتی با او وَ لمس روح عریانش
    به یاد حضرت حق باش دائم آنچه امکان است

    چه آموزش های عرفانی عمیقی را در شعرتان بیان داشته اید. مظروفتان بسیار متعالی است و ارزش آنرا دارد که ظرفتان را بگونه ای بنوازید که از آن سرریز نگردد. درود بی پایان بر شما

    سلام جناب وثیق زاده انصاری
    سپاسگزام و خوشحالم از مهربانی شما و ارائه سروده زیبای ..بریدن از تعلق های دنیا برای لمس روح عریان و یاد حق… امیدوارم همانگونه که شما فرمودید ، باشد ….ارادتمند: حیاتی ….۱۱/۳/۹۱

  3. نام ارسال کننده : مهدی سیدحسینی تاریخ ارسال نظر : ۱۳۹۱:۳:۱۱ سلام بهره بردم
    زیباست دوسه جا دارای مشکل وزنی احساس شد
    موفق باشید
    سلام و ارادت
    متشکرم . لطفا جایی که اشکال احساس کردید بفرمائید که اصلاح کنم.
    ارادتمند: حیاتی…۱۲/۳/۹۱
    از سایت شاعران پارسی زبان

  4. نام ارسال کننده : عباسعلي استكي تاریخ ارسال نظر : ۱۳۹۱:۳:۱۱ با سلام
    بسیار زیبا و عارفانه است
    موفق باشید
    درود جناب استکی گرامی
    ممنونم از اظهار نظر جنابعالی . تندرست و شاد باشید
    ارادتمند: حیاتی….۱۲/۳/۹۱
    از سایت شاعران پارسی زبان

  5. این هم با اجازه یک شعر پر غلط از خودم به بزرگی خودتون ببخشید چون تقریبا عرفانی بود گفتم اینجا بزارم خدمتتون

    ای که در حلقه مستان شدی حافظ عشق
    می بریز جام تن خویش تهی کن از کردی زشت
    همه عاشق هم حیران در این وادی عشق
    در طلب جام انو خالی از کردی خویش
    در جهان نقش دو عالم رقم میخورد از نقش حضور
    تو در ان نقش هویدا شو که هست ذات بهشت
    من نگویم که تو را مست خود کردام
    من نگویم که تو را عاشق خود کرده ام
    من تو را روح هر جسم در اینجا کردم
    تو خود از خود بطلب گر اگر جویای
    در وصال عشق من نیست هیچ اجباری
    گر خماری از مرام بی مرامی ها
    نفس خویش رو در نگاه بی مرامن بشو
    هر که امد ز در عشق طلب عشق کرد
    ای بیخبران از وحدت ما میوه عشق پدید امده است
    تو بگیر پند از این پیر عرفان به دل
    که شد انسان رسوای میوه عشق
    پارسا

    1. سلام جناب پارسا هر چه میخواهد دل تنگت بگو . منظور از گفتن شعر و یا نثر ، گفتن حرف دل است در صورتیکه وارد شدن در ادبیات و رعایت قواعد آن مشکل است . ممکن است بعد از گذران سالها رضایت فرد جلب نشود . ولی مطلب مهم اینست که صحبت دل و زبان با هر شکلی از ادبیات گفته شود و دفتری به یادگار باقی بماند . مهم اظهار فکر و عقیده است که باید به زبان بیاید . اگر علاقمند سرودن شعر هستید حتما ادامه بدهید . موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *